گفتگو با کاظم سبزی یکی از موسسان انجمن ادبی «اردی بهشت»:
به منظور بررسی و روند فعالیت برخی از انجمن های ادبی فعال در دهه هشتاد و به قولی متعلق به نسل سومیها با کاظم سبزی شاعر همدانی به گفت و گو نشستیم.
در دهه هشتاد و سالهای اخیر چند انجمن ادبی در سطح شهرستان همدان فعالیت داشت؟
انجمن های ادبی بسیاری در همدان فعالیت داشتند که در حوزه دانشگاه بوعلی سینا می توان به انجمن های ادبی «اتاق آبی» و «زیتون» اشاره کرد و البته گاهی اوقات انجمن اسلامی دانشگاه انجمن های ادبی را برگزار می کرد که در نگاه ما اهالی ادبیات این انجمن حرفی برای گفتن نداشت چرا که برای مثال این انجمن ادبی در یک جلسه دو ساعته کل آثار مولوی را تحلیل می کرد و پرونده مولانا را می بست در حالی که اهالی ادبیات و حرفه ای ها می دانند که پرداختن به مولانا و آثارش حداقل سالها زمان می خواهد. در آن زمان در دانشگاه بوعلی سینا به واسطه حضور دانشجویان با زبان و گویش های مختلف انجمن های ادبی ترکی و کردی نیز برگزار می شد که البته در این انجمن ها بیشتر به شعر خوانی پرداخته می شد اما نتیجه برگزاری این جلسات آشنایی شاعران جوان از مناطق مختلف با یکدیگر بود.
بیرون از فضای دانشگاه نیز انجمن های ادبی «میلاد»، «اندیشه»،«بوعلی»،«آفتاب» و انجمن ادبی«پروین اعتصامی » وجود داشت که به فراخور گرایش فکری مسئولان این انجمن ها، شاعران و نویسندگانی خاصی در هر یک از انجمن ها به فعالیت می پرداخت.
در دانشگاه پیان نور نیز انجمن ادبی«باد و باران» به همت خانم فریبا سماوات راه اندازی شد و این انجمن متعلق به یک نسل بعد از انجمن های دهه هشتاد بود و در این انجمن فعالیتهای ادبی قابل توجهی نیز صورت گرفت و اعضای این انجمن به دنبال حرکتهای جدیدی بودن و مجله باد و باران یادگار این انجمن ادبی بود.
در خصوص شکل گیری انجمن ادبی«اردی بهشت» توضیح دهید؟
انجمن ادبی«اردی بهشت» ما حصل گفت و گوی بنده و آقای حسن گوهر پور با خانم نسرین مزجات بود که پس از صحبتهای ما با خانم مزجات به عنوان مسئول انجمن ادبی و تغییرات اساسی در شکل و محتوا و اساسنامه انجمن«پروین اعتصامی»، انجمن ادبی«اردی بهشت» در سال 1379 متولد شد و در آن سال به دلیل درگذشت بزرگان ادبیات ایران زمین همچون احمد شاملو و هوشنگ گلشیری سال خوبی برای ادبیات ایران نبود.
انجمن ادبی «اردی بهشت» با تغییر اساسنامه و روند انجمن «پروین اعتصامی» با چه هدفی تشکیل شد؟
شاعران موسس انجمن ادبی «اردی بهشت»، حسن گوهر پور، انسیه کریمیان، حمید عزیزی، مریم به مرام و بنده به دنبال جراین سازی و ایجااد نهله ادبی نبودیم بلکه هدف اصلی این انجمن ادبی در آن زمان علمی نگاه کردن به ادبیات و تحلیل ادبیات بود و در این راه انجمن ادبی «اردی بهشت» گام های خوبی نیز برداشت و توانست بسیاری از بزرگان شعر ایران را در آن دوران همچون، باباچاهی، شمس لنگرودی، حافظ موسوی، ضیا موحد، جواد مجابی و از نسل جوانتر مهرداد فلاح را به همدان دعوت کند و از حضور این بزرگان استفاده های مناسبی شد.
همچنین جای یادآوری دارد که انجمن ادبی «اردی بهشت» روزهای شنبه و در محل سالن اجتماعات مجتمع ابن سینا برگزار می شد.
دلیل تعطیلی انجمن ادبی «اردی بهشت» با برگزاری آن همه برنامه، همایش و نشستهای قابل توجه چه بود؟
ابتدا باید عرض کنم که در همدان با وجود انجمن های ادبی با قدمت های زیاد اما کمتر افکار روشنفکرانه در انجمن های ادبی رایج بوده است و انجمن های ادبی داشنگاه ها نیز از این قاعده مستثنی نبودند چرا که حرکت های روشنفکرانه اصولا نیازمند موضع گیری و ارائه نظر در رابطه با جریان های فکری مختلف است، پس بقا و دوام مستمری پیدا نکرد و به همین دلیل موسسان انجمن ادبی «اردی بهشت» ترجیح دادند به جای اینکه این انجمن را با سابقه مناسب و در خور توجه به دست تیم دیگری بسپارند که معلوم نبود با دستاوردهای انجمن چه خواهند کرد، انجمن را به طور رسمی تعطیل اعلام کنند.
روند فعالیتهای ادبی در زمان انجمن ادبی «اردی بهشت» چگونه بود؟
اصولا انجمن های ادبی همواره در همه زمان ها و مقاطع فعالیتهای کلی خودشان را دنبال می کنند و این تصمیم گیری مدیران و مسئولان و متولیان امور فرهنگ و هنر است که بر روند فعالیتهای انجمن های ادبی تاثیر مثبت و یا منفی می گذارد. برای مثال باید اشاره کنم که در زمان فعالیت انجمن ادبی «اردی بهشت» بنده به یاد ندارم برنامه نسشت و یا همایشی را به آقای شاه حسینی «مدیر کل وقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی» ارائه داده باشیم و ایشان مخالفت کرده باشد و همین همراهی و همدلی کمک موثری برای انجام فعالیتهای ادبی و برگزاری همایش ها و نشست های مختلف ادبی بود.
جایگاه شاعران همدان در آن زمان در سطح کشور چگونه بود؟
در این باره ابتدا باید گفت که پتانسیل علمی و فرهنگی و هنری اعضای انجمن ادبی «اردی بهشت» پشتوانه ای بود که بسیاری از بزرگان شعر کشور دعوت انجمن را قبول کرده و به همدان می آمدند و این امر نشان از جایگاه مناسب شاعران همدان بود. نکته دیگر اینکه شاعران جوان همدانی در دهه هشتاد و اواخر دهه هفتاد در اغلب شهرهای و مناطق ایران چهره ای شناخته شده بودند و نکته مهم دیگر اینکه در بیست سال اخیر در ادبیات ایران جریان های انحرافی زیادی به وجود آمد است که خوشبختانه شاعران همدان از این آسیب و جریان ها همواره به دور بوده اند و به شکل مستقل و علمی کار خود را دنبال کرده اند. استان همدان یکی از معدود استان هایی است که در حوزه شعر بیشت از چند صدا در آن وجود دارد و این در حالی است که در دیگر استانها شاعران همه درگیر یک سبک شده اند و به بیراهه رفته و فراموش شده اند.
نیازهای انجمن های ادبی را در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟
در حال حاضر در انجمن های ادبی و فضای فعالیتی آنها برخی افراط و تفریط ها دیده می شود به نوعی که برخی شاعران با امکان حضوری چشمگیر انگار حافظ زمانه هستند و برخی شاعران اصلا دیده نمی شوند. نکته قابل توجه دیگر اینکه عمده فضای روشنفکری از شاعران گرفته شده و به همین دلیل عملا امکان حضور هنرمندانه وجود ندارد.
و سخن آخر؟
ما باید امروز به سمتی برویم که امکان حضور بدون تبعیض برای همه شاعران و نویسندگان در رسانه های مختلف مهیا شود و از طرفی نهادهای فرهنگی نباید دست به ترویج شکل خاصی از هنر بزنند و یا بر آن نوع پا فشاری کنند.